به من یک عینک آفتابی بدهید

خوشبختی هایمان کامل نیست ما آدم ها.همیشه یک جای کار می لنگد برایمان.همیشه چیزی هست که اگر تمام داشته ها و خوشی هایمان را ردیف کنیم  آن یکی خیلی خیلی وسط آن همه زیبایی توی چشم می زند.خوب که فکر می کنیم می بینیم همه امان توی خوشبخت ترین لحظاتمان هم وصله ی ناجور داریم.حالا هر چقدر هم بخواهیم کنارش بزنیم و نادیده اش بگیریم باز هم ناخودآگاه چیزی هست که ما را به یادش می اندازد و از ته ته های ذهنمان می کشدش بالا .اینجور مواقع سوزن در انبار کاه پیدا می شود و به قول قدیمی ها عیشمان تیش می شود یک جورایی.این جور چیزها خوب ما را پیدا می کنند،خوب بلدند راهشان را به دنیای ما باز کنند،خوب بلدند ضمیر ناخودآگاه ما را به کار بگیرند و روی تمام خوشی ها و دلخوشی هایمان خط بطلان بکشند،خوب می دانند چکار کنند تا روزمان را به آسانی از دست بدهیم و زانوی غم بغل بگیریم و زار بزنیم،همیشه چیزی مثل یک بغض بزرگ یکدفعه از گلویت بالا می آید و از چشم هایت سرریز می کند فرقی نمی کند کجا باشد زمان و مکان نمی شناسد.گاهی وسط خط عابر پیاده،گاه پشت چراغ قرمز و گاه وسط یک فوج آدم توی اتوبوس. و تو نمی توانی جلویش را بگیری.موجی که برایت می فرستد خیلی قوی است و سیگنال هایش تو را وادار می کند زل نزنی به چشم آدم ها و اینجور مواقع،شب،عینک آفتابی،پنجره ی اتوبوس و هوای ابری خیلی خوبند.گاهی وسط خوشبختی هایت این روزها را هم گنجانده اند تا حوصله ات سر نرود،تا بدانی گاهی یادت نباید برود که خوشی هایت را شکر کنی و ناخوشی ها را دست کم نگیری که به سراغت نمی آیند هیچ وقت،تا یادت بدهند افتادن و بلند شدن های مداوم را،تا بزرگت کنند،تا به دایمی بودن همه چیز شک کنی،تا علامت سوال های بزرگی بالای سرت سبز شود همیشه،تا بفهمی همیشه چیزی هست که نگرانش باشی که مبادا سراغ تو بیاید و می آید یک روز یک دفعه،تا ترس هایت را به زبان نیاوری،تا بدانی همیشه وسط بپر بپر کردن هایت زمین خوردنی هم هست و ناگهان وسط خوردن شیرینی مورد علاقه ات به چیزی می رسی که خوردنش را دوست نداری و کامت تلخ می شود یک دفعه ،تا بدانی شاید روزهایی همیشه در راهند تا غافلگیرت کنند و تو باید همیشه منتظرش باشی.

/ 8 نظر / 31 بازدید
تنها عاشق

سلام عزیزم وبت خیلی قشنگه...ب منم سر بزنی خوشحال میشم [گل]

مه سا

این غافلگیری رو دوست ندارم اما خیلی وقت ها بهش دچار میشم.

شکوفه

زهرا جون اره واقعا همینطوریه که گفتی..خیلی قشنگ نوشتی مثل همیشه..[گل][گل][گل]

نیلوفر

دقیقا همیشه یک جای کار میلنگه [قهر]

سحر

سلام عکسهای اینستاگرامتون خیلی زیباست. چطوری می شود عضو اینستا گرام شد؟

محبوبه

تابستون خوبه و بهار برای این گریه های یهویی من که خییلی پیش میاد تو ملا عام باشم و زیر عینک افتابی قایم کنمش

هیوا

اصن یه وقتایی هم وقتی من خعلی خوشالم منتظرم واقعن یه بغض بزرگ بیاد... ازبس اینجوری شده!!

مریم

تا تلخی رو نچشیده باشی،مزه ی شیرین شیرینی دلپذیر نیست...همه کنار هم قشنگن.برای خوبیهاش شکر می کنیم و برای ناخوشیهاش صبر...[گل]