گفت و شنود دو نفره ی من و مه سا راجع به چیزهای خوب زندگی

حرف می زنیم راجع به چیزهایی که دوست داریم.گپ دو نفره ی من و مه سا رو بخونید.

مه سا:بیا یه بازی شروع کنیم.از همونا که من یه کلمه می گم تو راجع بهش حرف می زنی.

من:اوهوم.موافقم.شروع کن.

مه سا:لحاف چل تیکه

من:ع چه جالب.گرم،دوست داشتنی،رنگی تو شبای زمستون با چایی البته

مه سا:توت فرنگی

من:همه چیش رو دوست دارم.از مربا و کیک بگیر تا تارت و دونات و نون خامه ای

مه سا:چوب بستنی

من:مطب دکتر.گلو دردنگران

مه سا:پاریس

من:اوووه کافه با صندلیای کنار خیابون،ایفل،نور،باله،فیلم،کرواسان،ثریا در اغما.خب یه جورایی شهر رویاهای من

مه سا:کول کاپ

من:بهترین فینگرفودی که تا حالا خوردم.شبای سرد زمستون توی ماشین با بخاری روشن

مه سا:ناخن با لاک قرمز

من:با کلاسخنده.هیچ وقت نتونستم مرتب بزنم مخصوصا دست راستمو.ولی ناخن کوتاهش رو به بلندش ترجیح می دم.

مه سا:کفش پاشنه ده سانت

من:تا حالا نپوشیدم به خدا.بعضیا چجوری باهاش راه می رن؟

مه سا:منم مث تو یه بار پوشیدم بعدش وسط خیابون در آوردم پا برهنه راه رفتم.هه،

گل لوسین توس

من:ماشین عروس.خخخ

مه سا:قهوه ترک

من:دوست دارم تو اون استکان کمر باریکا بخورمش یه روزی.

مه سا:بعد اونا مگه مال چایی نیست؟

من:نه ترکا تو اونا قهوه می خورن مثلا.

مه سا:اوهوم.جاده

من:بعضی وقتا دوست ندارم زود تموم بشه.

مه سا:داستان نویسی

من:دوست دارم.می نویسم و یه روزی از خوباش می شم.بعله:دی(آیکون آدم از خود مچکر)

مه سا:چرا؟ما هم پزت رو می دیم خبچشمک.جغد

من:مد شده الان هر کی رو می بینی یه چیزه جغدی داره.همه گیری.

مه سا:ونک

من:دانشکده،پیاده روی،شلوغیای سر شب و گیرنیومدن تاکسی،دونر کباب و یه عالمه خاطره

مه سا:چه ونک خوشگلی

من:آره ونکِ من خیلی خوشگله.یه جورایی همه ی خوشمزه ها و خاطره ها واسه من تو ونک ان.

مه سا:اسب آبی

من:نظری راجع بهش ندارم.شکموی گندهنیشخند

مه سا:سیب زمینی سرخ کرده

من:در هر شرایطی ازش نمی گذرممژه

مه سا:قوری سفیدی که عکسش تو وبت هست

من:عاشقش شدی حسابی رفت هاچشمک.روزای خستگی و سرماخوردگی

مه سا:نگار جواهریان

من:مهربون و رنگی

مه سا:شام سبک

من:خیار،گوجه،کلم بروکلی و دیگر هیچ

مه سا:زهرا

من:حساس،عاشق کتاب و موسیقی و پیاده روی،کمی تا قسمتی مهربون،سعی می کنه از لحظه لحظه ها لذت ببره و الان دلش یه پیتزای پپرونی می خواد

مه سا:آره منم پیتزا می خوامخوشمزه.چه زهرای خوبی. دوستش دارم

من:و چه مه سای خوبتریلبخند

مه سا:اسنک با پنیر

من:ببین این دم ظهری چجوری معده ی آدمو به چالش میگیرینیشخند

مه سا:خندهو acup of tea in the afternoon?

من:جایی واسه نوشتن از دوست داشته هام با کلی دوستای خوب.

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

خیلی جالب بود خیلی خوشم اومد. کفش پاشنه ده سانت میخواین بیاین شرکت ما که همه خانوما از دم بالای ده سانت پاشون میکنن و تلق تولوق و آروم و آهسته از اینور به اونور میرن و وقتی من با converse میدوم از بینشون رد میشم با تعجب نگاهم میکنن [نیشخند]

محبوبه

llمنم ی مه سا دارم که خیلی دوسش دارم و خیلی با هم خوبیم

مریمی

مکالمه ی آرام بخشیه:)) با آبانه ی عزیز موافقم:)

مهسا

:))خیلی ممنونم از تو زهرای نازنین...و خیلی هم خوب

مریم

چه مکالمه خوبی بود.دوس داشتم.من از وقتی اینستاگرامتو دارم واسه اومدن به اینجا تنبلی میکنم[چشمک]

ماهی نقره ای

منم خیلی دوست داشتم این پستت رو:) خیلی دلچسب بود:))

eli

خوب خوب خوب[لبخند][قلب]

fresh&joyful

جذاب بود خوندنش و مثل همیشه عالی مخصوصا چندتا دیالوگ آخر