باران حرف بارید دیروز

دیروز توی هوای خیلی خوبی که برای تهران نایاب بود قدم زدیم و حرف زدیم و توی کافه ها سرک کشیدیم و دود سیگارها را که به آسمان می رفتند نگاه کردیم و نوک دماغمان سرخ شد و باز خندیدیم و حالیمان نشد ساعت کی هشت شد و ما هنوز در خیابان ها می چرخیدیم.دیروز از جلوی کافه قهوه دار رد شدیم و کمی بعد من به صندلی های کافه ی بعدی که توی حیاط چیده شده بودند حسودی ام شد، بعد رفتیم نشستیم پرچک و دست های سردمان را گذاشتیم روی میز و به انگشت هایمان خیره شدیم و حرف زدیم از داشتن کافه ای این چنینی که هی تویش آدم بیاید و برود و ما هی موکا بگذاریم جلویشان و هی چیز کیک بدهیم به خوردشان و از این پیشبندها ببندیم و بدهیم دیوارهای کافه امان را یک در میان سفید و سیاه بزنند یا شاید سفید و لیمویی.بهار نارنجم را که مزمزه کردم توی سرم آدم ها وول می خوردند و در رفت و آمد بودند.فکر کردم به روزهایی که هر کدام از ما دلش می خواهد برایش معمولی نباشد، روزهای نیامده ای که دلمان می خواهد برایمان خوب رقم بخورد.و به تنهایی فکر کردم و نیاز همیشگی آدم ها به حرف زدن.کافه ها اگر نبودند شاید نمی شد هیچ وقت حرف حساب زد و شنید.فلسفه ی کافه نشینی به حرف هایی است که هیچ جای دیگر از دهانمان در نمی آید.انگار اینجور جاها فقط می شود از هر چیزی که دلت می خواهد حرف بزنی، بهترین قهوه ی دنیا را هم در خانه درست کنی گاهی حرف زدنت نمی آید.فکر کردم به ماه آخر پاییز که بدک نیست.مثل آن دو ماه دیگر مزخرف نیست حداقل.دل گیریش کمتر است.شاید چون دارد سردتر می شود.پاییزتر.حالمان دارد بهتر می شود.دیروز پشت ترافیک یک تهران باران ندیده گیر کردیم، گوش مان نشست پای درد دل راننده تاکسی ها و تا خانه زیر باران شعر خواندیم و خندیدیم و حرف هایمان ته نکشید.فکر کردم گاهی باید از لاک جدی زندگی خارج شد.تازگی ها همه یاد گرفته ایم به جای زندگی کردن غصه ی زندگی را بخوریم.بی خیال باید شد یک وقت هایی.

/ 9 نظر / 23 بازدید
انار بانو

از همه مهمتر بودن آدمی است که یاد دارد با تو بخندد و آواز بخواند

حورا

آره واقع،اً باید بی خیال شد یک وقتهایی...

یاسمن

تهران... کاش همیشه هوایش همین گونه باشد.

شبنم

منم عاشق کافه و بارون و آهنگم. لامصب خوب ترکیبیه.

نینا

واقعا ما ایرانی ها عادت کردیم همه اش دنبال غصه باشیم و غصه بخوریم. بایداین فرهنگ رو عوض کرد واقعا.

سحر

سلام خوب هستین .ببخشید مزاحم شدم .میخواستم بپرسم شما از اجی لی لی کتابدار یه ادرس ایمیل ندارین به من بدین.یه ایمیل ازشون دارم ولی پیامم به دستشون نمیرسه .اگه کمکم کنین خیلی خیلی ممنون میشم .

شکوفه

همیشه دلشاد باشی...[قلب]

سحر

میشه بپرسم چه جور میشه من با ایشون یه ارتباط داشته باشم یه کار مهم باهاشون داشتم

مائده

شما توی فیس بوک هم هستید؟