بغض کردیم و بغض گوش دادیم دیروز

هیچ وقت نشد بلیط کنسرتت را بخریم و دوتایی با هم برویم بنشینیم روی یکی از صندلی های مخمل قرمزی که دید خوبی داشته باشد به تو و برایت دست بزنیم و هورا بکشیم و تو از آن بالا "یکی هست "را بخوانی و ما ایمان بیاوریم به حرف هایت اما در عوض دیروز نشستیم و تمام آهنگ های گوش داده نشده ات را دانلود کردیم و بغض کردیم و به زندگی لعنت فرستادیم و با این که هیچ وقت ندیده بودیمت دلمان برایت تنگ شد.هیچ وقت وقت گوش دادن به آهنگ هایت فکر نکردیم پشت صدای با احساست سلول ها چه بی رحمانه دارند تکثیر می شوند و تو نادیده می گیریشان به جایش دیروز به اندازه ی تمام آهنگ هایی که بارها ری پلی کردیم برایت زار زدیم و افسوس خوردیم و به زمین و زمان بد گفتیم.به جایش دیروز پخش ماشینمان را لعنت کردیم که هر چه می شنیدیم پتکی بود که کوبیده می شد بر فرق خاطره هایمان.دیروز عکسی که ساعت 10 صبح زیتا گذاشته بود توی اینستاگرامش دلم را لرزاند و باورم نشد باید از این به بعد آهنگ های قدیمی ات را هی بگذاریم و افسوس بخوریم که چرا آلبوم تازه ای نمی دهی دیگر.باورم نشد "به گوشت می رسه روزی که بعد از تو چی شد حالم".دلمان نخواست یاد پاسداران و همت و ونک و شریعتی و ولیعصر بیافتیم.دیروز می خواستیم خیابان ها نباشند و قطعه ای از هیچ کدام از آهنگ های تو لابلای هیچ سی دی ای پیدا نشود.دیروز پرده ها را شسته بودیم و هی آه کشیدیم لابلای اتو زدن ها و هی وای گفتیم لابلای نصب کردن ها و هی بغض کردیم و "بغض"گوش دادیم و حالمان بد بود و بد بود و افتضاح بود حتی.هنوز هم باورمان نمی شود نباشی وقتی هنوز صدایت هست، وقتی هنوز می شود ماشینت را به مقصد نامعلومی برانی و تو بخوانی برایمان.سرطان بد است.سرطان نامرد است.سرطان بی رحم است.سرطان نمی فهمد تو دلت زندگی می خواهد.سرطان خودخواه است.ریشه می دواند و جلو می رود و به تو اعتنایی نمی کند.نه جوانی ات را می بیند نه شوق نفس کشیدنت را.سرطان بی وجدان است.نه گریه ی بچه ها را می بیند نه ضجه ی بزرگترها را.هر چقدر هم مبارز خوبی باشی آخرش شکست می خوری.آخرش درمانده می شوی و سپر می اندازی.از دیروز دارم فکر می کنم به غول بی شاخ و دم و افسار گسیخته ای که این روزها بد دارد تاخت و تاز می کند.همه می دانیم که حق تو زندگی بود

/ 12 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

مرگ پایان کبوتر نیست......

شکوفه

زهر جان کاش من هم مثل تو ندیده بودمش...اما من دیده بودمش برایش با تمام قدرت کف زده بودم ...وقتی یاد م میوفته تو کنسرت اخرش گفت دعا کنید واسم این اخرین کنسرتم نباشه جیگرم آتیش میگیره....روحش شاد..واقعا حیف شد...

آبانه

لعنت به سرطان. خدا رحمتش کنه. چه سبک رفت. هر چقدر عکسهاشو نگاه میکنم توشون جز آرامش چیز دیگه ای نمیبینم

کافه چی

خدا رحمتشون کنه غرق در آرامش باشه....

آساره

منم حسابی توی اداره این دو روز گریه کردم صدای پاشایی همراه تمام خاطرات زیبای منه موندم از این به بعد چطور آهنگ هاش رو گوش کنم ؟

شبنم

خیلی قشنگ می نویسی. کاش منم می تونستم به خوبی تو احساساتمو بنویسم.

تكتم

خيلي خيلي زيبا بود وغمناك وزبان حال همه ي ما ممنون

نینا

سرطان زن و مرد، پیر و جوان نمی شناسد. سرطان بی رحم است.

سارا

عالی نوشتی دوست عزیز فوق العاده بود [گل][قلب] مخصصمصا اونجا ک درباره سرطان بود میتونم بگم یکی از قشنگ ترین متن هایی که بعد از مرگش خوندم[ناراحت]