بلد نبودم خط سینوسی نمودارم را آنقدر بکشم تا به موازات محور ایکس ها شود

آن روز با هم تمام گربه های پارک ملت را شمردیم و تو اول یک کتاب شغل یابی را برایم امضا کردی و زیرش با خط خرچنگ قورباغه ات نوشتی که دوست داری در کارم بهترین باشم.من بچه ی خوبی نبودم.به حرفت گوش ندادم و در کارم یک چیز معمولی شدم.خیلی معمولی.من دلم می خواست یک بوک ریدر درست و حسابی از آن ها که آمازون هی راست و چپ تبلیغش را می کرد توی چشم هایمان بخرم و گوشه ی تختم ببری خان را بکشم تا روی گوش هایم و آن زیر غرور و تعصب جین آستین بخوانم اما تو تئوری های مدیریت را ورق بزنی،مدیریت ریسک بخوانی و دلت به استراتژی های اوت لاین شده ات خوش باشد.من هر روز سفیر را جیم می زدم و تو روی صندلی های ماهوت سبز کتابخانه ی ملی انتگرال می گرفتی و هزینه سودمندی حساب می کردی و از خرد و کلان زندگیت کپی می گرفتی و جمله هایش را های لایت می کردی.من حجم خالی سرم را با ابله و برادران کارامازوف و سه تفنگدار پر می کردم و توی سر تو آدام اسمیت داشت نظریه صادر می کرد.من از افست فروشی های انقلاب بوف کور می خریدم و تو مذاکره ی هوشمندانه ی جان پتریک دولن.من شب قبل از امتحان کنکور تا صبح با سحر مادام بواری فلوبر را به نقد کشیدم و صبح با چشم های پف کرده روی صندلی دست راستی که برای من نبود با بدبختی تست زدم  و آفتاب توی چشمم بود و کلاس شما مراقب های مزاحم نداشت و خنک بود .بدبختی از آن جا شروع شد که من به رنگ و لعاب فکر کردم و تو به عمق و معنا.دل من کوردن بلو باسس پستو می خواست و تو که مدیریت ریسک خوانده بودی همان جوجه ی همیشگی ات را سفارش می دادی.من به پیانو و باله و زبان فرانسه و تاریخ هنر و نوشتن در روزنامه های محلی و گویندگی در رادیو پیام نرسیدم و تو روی مسیر مستقیم زندگیت نخ نمودارهای سینوسی را آنقدر کشیدی تا به موازات بردار ایکس ها بدون بالا و پایین رفتن های غیر قابل پیش بینی باشد.من کله خر بودم و با تمام کله خری و بلند پروازی هایم درجا زدم و تو که پاهایت را از خط قرمز جلویت آنورتر نمی گذاشتی از من جلو زدی.من هنوز به زیر و رو کردن خاک تپه ی سیلک فکر می کنم،به موزه ی سکه ی بانک سپه،به سردر باغ ملی و به آسیای صغیر.من به کلاویه هایی فکر می کنم که زیر دست های من هرگز نلغزیدند و به کتاب هایی که هرگز نوشته نشدند.من به همخوانی با خواننده ی آهنگ شماره ی هشت آیپادم ادامه می دهم و تو آن سر دنیا بعدازظهرها رو به تایمز گاردین ورق می زنی و ادوارد مایا استی تو نایت را در گوش ات زمزمه می کند

/ 0 نظر / 62 بازدید