هیچ وقت های من

من هیچ وقت های زیادی رو تجربه کردم. هیچ وقت آهسته کتاب نخوندم،هیچ وقت زودتر از ساعت 12 نخوابیدم و ادعا هم نکردم سحرخیزم اما گاهی هم بوده ام،هیچ وقت تو مهمونیا کفش پاشنه بلند نپوشیدم. هیچ وقت دوست نداشتم غیر مستقیم مخاطب قرارم بدن و هیچ وقت تا حالا سوار کشتی نشدم.هیچ وقت نتونستم این قاعده رو رعایت کنم که تا وقتی کتابی دارم که نخونده مونده کتاب دیگه ای نخرم و هیچ وقت جیمیلم رو تو لپ تاپ شخصی ام ساین اوت نمی کنم.اما هیچ وقت های مهم تری هم هست مثلا"هیچ وقت ادعا نکردم چیزهای خوبی که دیگران در موردم می گن به هیچ وجه واقعیت نداره به عبارتی هیچ وقت شکسته نفسی نکردم.به تواناییام ایمان دارم و برای خوشایند کسی هیچ وقت بیخودی ازش تعریف نمی کنم.من هیچ وقت دلم نیومده جواب خیلی ازحرفای آزار دهنده ی آدمای دور و اطرافمو بدم.از اون دست آدمام که وقتی چند ساعت از یه اتفاق می گذره جواب های صحیح مورد نظر به ذهنم می رسه و هی بابت این قضیه خودمو عذاب می دم.هیچ وقت دیرتر از کسی که قراره راس یه ساعتی یه جایی باشه نرسیدم .می دونم با آدما چطور کنار بیام یا بهتر بگم اگه مطابق سلیقه ی من نیستن آروم بفرستمشون تو حاشیه.خودمو اسیر یه رابطه ی بی هدف و بی سرانجام و اعصاب خورد کن نمی کنم هیچ وقت و روحمو نجات می دم در اسرع وقت.هیچ وقت دوستی نداشتم که یه دفعه بی مقدمه زنگ بزنه و بهت بگه چقدر دلش می خواد امروز تو رو ببینه و یا از اون مدل آدما باشه که حرف نزده اون ته ته قلبت رو می خونن و بهت می گن :یالا بگو خب چته تو امروز هان؟هیچ وقت صدای زنگ تلفن یا ویبره اس ام اس شگفت زده ام نکرده یا هیچ وقت خبری اعصابمو اساسی به هم نریخته.هیچ وقت الکی رای موافق ندادم و دلمو به همرنگ جماعت بودن خوش نکردم.من آدمی هستم که اگه بهم رای مخالف بدن شماره شونو هیچ وقت از تو گوشیم پاک نمی کنم بلکه نادیده اشون می گیرم و گاهی حتی اسمایل های معنی دار هم  براشون نمی فرستم.زندگی کردن تو جمع این همه آدم ریز و درشت و متفاوت تو یه جامعه ی بزرگ و بی قاعده بهم یاد داده نادیده بگیرم.بگذرم.سرد بشم و اون آدم سابق نشم دیگه هرگز.خودِ سابقم رو بفرستم بره اون دور دورا و یه خودِ جدید رو کنم.

/ 18 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زلیخا

زهرا جان نوشته هات رو دوست دارم جانا سخن از دل ما میگویی [لبخند]

سودابه

اخخخ گفتی منم دقیقا اینجوریم که جواب حرف کسی رو بدم بعدا به ذهنم میاد و چه قدر حرص میخورم که همون موقع جوابشو ندادم...[عصبانی] هیچ وقتای جالبی بودن مخصوصا کفشه پاشنه بلند حتما تو از اون عروسایی بودی که شب عروسی هم اسپرت میپوشن.. [چشمک]..جنس نوشته هاتو دوست دارم

Razi

خیلی از هیچ وقتات مثله مال منه. من یک هیچ وقت دیگه هم دارم: هیچ وقت دوستی مثل تو نداشتم [ماچ] [قلب]

مریمی

چند تا از هیچ وقتات شبیه ی هیچ وقتای منه:) امان از وقتایی که یه جواب ِ درست حسابی به ذهنت میرسه ولی دیگه اون زمانی که باید اون جوابو بدی از دست رفته:(

مریمی

راستی با گشت و گذار ِ بیشتر چند تا آهنگهای گروه ِ آناتما رو تو نت پیدا کردم:)

سیمیندخت

ببخشید من فقط با تیتر موافق نبودم اما چون کاراکتر کم آوردم نتونستم منظورم رو کامل بگم درباره تیتر فقط می تونم بگم راجع به رفتار آدمهای اطرافمون و حتی خودمون نمیتونیم موضع صفر و یک بگیریم! حتی در کل لازم نیست حتما موضع بگیریم! کافیه یه جمله رو به مجموعه جملات روزانه اضافه کنیم:"این نیز بگذرد!"

julia

بعضی جاهاش رو انگار دقیقا خودم نوشتـم...عجیب ِ وجالب! دقیقا ســرد....تازه می رسیم به اینجا..

مهرآیین

چه جالب انگار این هیچوقتها واسه همه هست یه جورایی مشترکه چند تاش،خیلی به نکات ریز اشاره میکنی زهرا جون نوشته هاتو دوست دارم و کلی فکر تازه با خوندنشون میاد تو ذهنم[لبخند]

نلی

عاشق سبک و زنگ زندگیت هستم . افکار خیلی خوبی داری این قوی بودن خیلی مهمه من به خاطر دل دیگران خیلی وقتا از حق های طبیعی خودم گذشتم

سوده

هيچ وقت آنقدر با دوستي صميمي نبوده ام كه همه چيزم را بهش بگويم. هيچ وقت اصرار نداشته ام در مورد آدم ها آنقدر بدانم كه خودشان مايل نيستند بدانم. هيچ وقت خيلي چيزها را از ديگران نپرسيده ام تا آن فرد معذب شود كه بگويد نميتوانم جواب بدهم يا دروغ بگويد...