بهترین ها همین نزدیکی ها هستند

من معتقدم اگر معمولی ترین ها برایمان اتفاق می افتند و مهم ترین ها گاهی هرگز در زندگی امان رخ نمی دهند خودمان مقصریم.تقصیر خودمان است که از یک جایی به بعد به این معمولی ها عادت می کنیم.یاد می گیریم معمولی زندگی کنیم، معمولی بخوریم، معمولی بپوشیم،تفریحاتمان معمولی باشد و معمولی عاشق شویم حتی.دنبال چیز بهتری نمی گردیم و راضی می شویم به معمولی بودن و معمولی خواستن.راضی می شویم به این به اصطلاح تقدیری که من شخصا نیمچه اعتقادی هم به آن ندارم.کم کم یاد می گیریم از خواسته هایمان کوتاه بیایم و راضی شویم به حداقل ها.همین که دانشگاه برویم کافیست.مهم نیست چه رشته ای.همین که ماشین داشته باشیم کافیست مهم نیست چه ماشینی و همین که ازدواج کنیم بس است مهم نیست با چه کسی.آدم های دور و بر من یاد نگرفته اند به جنگ معمولی ها بروند و برای به دست آوردن بهترش تلاش کنند.معمولی بودن خوب است.اصلا هنر می خواهد آدم معمولی ای باشی .اما معمولی خواستن و به همینی که هست راضی بودن خوب نیست.تنبلی می آورد.همیشه فرق است بین زندگی کردن و خوب زندگی کردن.

/ 6 نظر / 56 بازدید
نیلوفر

خیلی دوست داشتم خیلی قشنگ نوشتی

آراميس

خيلی وقتا خسته ميشی از اين معمولی بودن معمولی زندگی كردن،تلاش ميكنی اما موفق نميشوی.دوباره تلاش ميكنی تا زندگی و خودت را عوض كنی.اما راه به جايی نمی بری،آخر تن ميدهی به اين زندگی تكراری معمولی

مهسا

انسان های بزرگ اراده میکنند و انسان های کوچک آرزو...پارادوکس آخر متنت برام نامفهومه...نمیشه ی انسان معمولی باشی و متفاوت زندگی کنی...برای رسیدن ب یک زندگی متنفاوت و خاص باید جنس آدمی باهمه فرق داشته باشه...باید!!!

شبنم

آره. کاش همه بلد باشن درست آرزو کنن و راه های درستی رو برای رسیدن بهش پیدا کنند.

زهرا صفائی

اوا من دیروز اینجا کامنت نزاشته بودم ؟ حواس ندارم ها [سوال][ابله]