سالینجر خوانی در پارک شهر

مستند "سالینجر خوانی در پارک شهر" ساخته ی پیروز کلانتری را سال 1390 در خانه ی سینما دیدم.پاییز اون سال چند روز به صورت متوالی نمایش فیلم های مستند در خانه ی سینما ادامه داشت و فیلم های واقعا"تامل برانگیزی هم بودند که گاه بعد از اتمام نمایششان پیاده تا خونه قدم می زدیم و فیلم ها رو نقد می کردیم و چه خاطره ی دل انگیز و شیرینی از اون روزها در خاطر من به جا مونده .حالا که 2 سال از اون روزها می گذره و از خانه ی سینما هم خبری نیست ، گفتارِ متن این مستند در همشهری داستان این ماه در داستانِ "پارک مرا تعریف می کند" آورده شده تا گذری باشد بر نمایش این مستند در گذشته و البته برای من بازبینیِ گذشته های نه چندان دور.

"آدم ها را نگاه می کنم و در این فکرم که شهر از همین تک آدم ها شکل گرفته .این جا نشسته ام و از جوشُ خروش شهر فاصله دارم و آدم هایی را می بینم که در خلوت و خالیِ پارک مرا به لحظه های متفاوتی از ارتباطم با مردم این شهر شلوغ وصل می کنند.

این ها ساکنان و یارِ غارِ پارک اند:نرمش کارها،نگهبان پارک،مادرها و بچه ها،پدرها و بچه ها،سربازهای پنج شنبه،رفتگر پارک،خانواده ها،شهرستانی ها،درس خوان ها،نیمکتی ها وپیرمردها.به جمع آن ها کلاغ ها را هم اضافه کنید.یاران با وفای پارک.

در وضعیتی که روی نیمکتی نشسته ام و آدم های در گذر را تماشا می کنم و آن ها هم مرا تماشا می کنند گاهی فکر می کنم اگر با تهران سر نکنیم و با آن اخت نشویم تهران است که یک جوری و یک جایی ما را قال می گذارد و دست به سرمان می کند."

/ 2 نظر / 21 بازدید
razi

خیلی قشنگ مینویسی زهرا جون. عاشق نوشته هات شدم. نوشتهات از اون دست نوشته هاییه که اصلا لازم نیست برای خوندنش دو ساعت تمرکز کنی، از همون ابتدا نوشتت، آدمو با خودش میبره. اینو بدون اغراق میگم [گل]

نیلوفر

چه لذتی باید داشته باشه که مستند به این زیبایی رو در خانه سینما ببینیم.جای من خالی بوده، یاد خانه سینما هم بخیر [افسوس]