کتابهایی که تمام نمی شوند

بعضی کتابا رو هر کاری می کنی تموم نمی شن .هر روز جلوی چشمت هستن و تو هر روز چند صفحه یا نهایتا"چند فصل ازشونو می خونی و فقط می خونی که تموم بشن.نمی ذاریشون تو کتابخونه تا یادت نره که نصفه نیمه خونده شدن.از کتابایی که اینجوری خونده می شن دل خوشی ندارم من.بهم لذت نمی ده و در نهایت هم اصلا"نمی فهمم چه پیامی داشته و چی می خواسته بگه.حالا این"بهار برایم کاموا بیاور"رو من نمی تونم تموم کنم و اینجوریَم الانعصبانی

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
نیلوفر

منم این مشکل رو دارم. بیشتر در مورد بعضی از فیلما که دوست ندارم و جذبم نمیکنن ولی انگار توو سرم زدن که حتما باید تا آخر ببینم. اینکه در چند مرحله نشست و برخواست و به سختی و مشقت تموم میکنم و پرتش میکنم یه گوشه. چه کاریه خوب بی خیال دیدنش بشم که بهتره برعکس فیلمای مورد علاقم که میشینم و میبینم و پامیشم اصلا متوجه گذر زمان هم نمیشم و با عشق و احترام بایگانیشون میکنم

حسنا

منم دوست ندارم یه کتاب رو نصفه ول کنم باید حتما تمومش کنم به زور خودم رو مجبور می کنم بخونمشون الان سره یک عاشقانه آرام هم اینجوری شدم اعصابم داره می ریزه به هم.نمی تونم تمومش کنم.اصلا برام کشش نداره:(

حسنا

خودم هم نمی دونم چرا خوندنش برام کششی نداره:( آخه لزوما اینکه یه کتاب خونده نمی شه ببه این معنی نیست که ضعیفه شاید بعدا که حس کتابم بیاد بتونم بخونمش

A Gothic Girl

من كتاب در سيارات چه ميگذرد ژول ورن رو از وقتي يادمه ميخواستم بخونم هميشه از 2 صفحه اول فراتر نرفت آخه يه جوري بود الان هم كه كلا نميتونم كتاب بخونم اه اين كنكور و محدوديت هاش داره رو مخم پاتيناژ ميره [عصبانی]