نقد می کنیم

در این 9 روزی که از شروع جشنواره فیلم فجر می گذره به من یکی ثابت شد هیچ موضوعی به جز شک،عشق یا خیانت به ذهن کارگردان های ایرانی نمی رسه تا ازش فیلم بسازن.در "خط ویژه"نامزد کاوه از زندان بودنش سو استفاده می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه،برادر شوهر شکاک و دعوایی فیلم "تمشک"هم به زن برادرش به شدت مشکوک می شه و بدون اینکه علت شکش رو بپرسه خیلی دیوانه وار مردی رو که فکر می کرده تو این جریان دستی داره رو می کشه،"زندگی مشترک آقای محمودی و بانو" که کلا" نمونه ی تمام عیار شک و خیانت بود و از بس از سر و تهش به خاطر این موضوع زده بودند که در نهایت انتهای فیلم برای مخاطب مجهول موند و نفهمیدیم ساناز با متین رفت یا نرفت."شیفتگی"مسئله ی تجاوز رو مطرح می کرد و زنی که خودش رو به هیبت مردی در آورده بود در تمام طول فیلم دنبال متجاوز خواهر زاده ی عقب افتاده اش می گشت."چند متر مکعب عشق"داستان عشق یه پسر ایرانی با یه دختر افغانی بود که در نهایت به صورت نافرجام به پایان می رسه."فصل فراموشی فریبا" داستان شک و گذشته ی سیاه و کتک و دعوا بود."طبقه ی حساس" هم یه کمدی لوس بود که غیرت بی حساب و کتاب مردی رو نسبت به زنش بعد از مرگ نشون می داد.

این موضوع تمام فیلم هایی بود که ما تو جشنواره ی امسال البته تا به اینجا دیدیم.واقعا"کارگردان های ما موضوع دیگه ای به جز این موضوعات به ذهنشون نمی رسه تا بسازن؟فیلمسازها فکر می کنن مخاطبانشون هنوز به دنبال دیدن عشق های آبکی و غیرت های بی جا و شک های نا به جای آدم ها در فیلم هستند؟نسل امروز ما سلیقه و نگاهش به فیلم نسبت به گذشته متفاوت شده و هنوز فیلمسازان به این نکته پی نبرده اند.شاید هنوز فکر می کنند دوره ی سینمای ایران دوره ی فیلم های "قرمز" و "شوکران" است که مردم با لذت بسیار روی صندلی های نه چندان راحت سینماهای درجه سه تخمه می شکستند و ساندویچ فلافل گاز می زدند.فیلمسازان فکر می کنند هر چه دیالوگ در فیلم هایشان کمتر باشد،کلوز آپ های بیشتری بگیرند،صدای قدم زدن آدم ها در فیلم شنیده شود،فیلم الکی الکی نامفهوم و پیچیده شروع شود،شخصیت های زن در فیلم موهایشان را فرق از وسط باز کنند و شال چروک بی رنگ بندازند روی سرشان و چهره اشان رنگ پریده تر باشد و پای چشم هایشان گود افتاده و همیشه یک لیوان چای دستشان باشد خیلی با کلاس تر است و خاص است و سیمرغ می برد حتما".مردم به محض آمدن اسم بازیگر محبوبشان روی پرده جیغ و هورا می کشند اما همین بازیگر در متن فیلم ناامیدشان می کند. این روزها سینما مخاطب ندارد و شاید یکی از دلایلش بلیط گران باشد دلیل دیگرش شاید عدم محتوای فیلم ها و تکراری بودن موضوع باشد.حالا هر چقدر هم روز سینما و "سلام سینما" بگذارند و بلیطش را هم رایگان کنند مردم می آیند فیلم می بینند پاپ کورن می خورند اما علاقه مند نمی شوند .می آیند چون رایگان است و چیز رایگان را نباید از دست داد قاعدتا" اما حاضر نیستند در شرایط دیگری برای همین فیلم پول بپردازند.سینما این روزها اینجوری ست.

پ.ن.این یادداشت من را در "لینک زن"بخوانیدhttp://linkzan.ir/archives/21847

/ 18 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بونتي

يعني عاشق نقدت شدم كه در عين طنز كاملا حقيقي بود[لبخند]

مهرآیین

من یکی که حاضرم 10 بار one day،avatar،in time،,... رو ببینم ولی این فیلمای بی محتوا رو نبینم والا[خنثی]

مریم

راستی تو که اینهمه فیلم دیدی چرا درباره جوایز و اختتامیه ی افتضاح آن چیزی ننوشتی ؟ من با همه ی حرفات موافقم . خودم که دو تا از فیلما رو دیدم ولی آقای همسر هم که تقریبن همه ی فیلمها رو دید از دیدنشون کلافه بود . آره سینمای ما مشکلش حتی سانسور هم نیست ، خلاقیت و ابتکار عمل کم دارد .

مهتاب

لذت بردم حرف دل منو خوب زدی

setare

فکر می کردم امسال اوضاع بهتر است اما ...

زهرا

فکر می کنم مشکل اصلی فیلمسازان ما بی دغدغگی است با این حال بارقه های امید با حضور سینماگران نسل جدید انقلاب ظاهر شده است و باید امیدوار بود

مرجان روا

سلام توصیه میکنم فیلم خانوم از تینا پاکروان رو حتما ببنید

مشکات

خلاقیت واز همه مهمتر امید توی فیلم های ایرانی به مرورکمرنگ و کمرنگ تر می شه واین بسی جای افسوس داره !

سنجاقک

خب اینکه فیلمسازهامون هنوز اپدیت نشدن کاملا درسته اما من فکر میکنم مردم بیشتر دنبال خنده اند.فیلمی که عمق داشته باشه رو نمیپسندن مثلا برای عجیبه چرا اخراجیهای یکو دو هشت و نه! باید به حوض نقاشی ترجیح داده بشه..خب کارگردانها هم لابد طبق سلیقه مردم میسازند دیگه اینروزها همه یا از عشق حرف میزنن یا خیانت!لابد..

نگین

عوضش سفارش شده سال دیگه همه فیلمها رنگ و بوی امید داشته باشه! سال دیگه توی جشنواره همه چی ارومه ارومه. از این ور بام خواهیم افتاد!