جمله های خوب این ماه

بهترین جمله های داستان همشهری این ماه از نگاه من:

داستان"شب و روز" از شهریار توکلی:"آدم از چهل سالگی به بعد سلائقش پشت و رو می شه و کم کم تبدیل می شه به نگاتیو خودش" و "چیز ناپیدایی وسط بازی و خوشی های این روزهاست که مثل مزه ای نامنتظره دائم می آید و می رود و کامت را تلخ می کند"

داستان"چرا شب را دوست دارم"از جانت وینترسن:"زندگی کوتاه تر از آن است که همیشه روز باشد.شب کمتر نیست بیشتر است"

داستان "توهم بزرگ" از سید فیلد:"انتخاب های ما همیشه ما را به جایی می رسانند که قرار بوده برویم"

داستان "وسط هوا"از فرانک کانروی:تو باید به کلیشه ها دل بدی.باید زندگیشون کنی تا بفهمی چقدر درستن"

 



/ 9 نظر / 24 بازدید
مهسا

چه جالب من امروز توی دندون پزشکی زیر همینا رو خط کشیدم!!

الی

کلیشه ها... باید بیشتر فکر کنم لابد [متفکر] مرسی[لبخند]

ملیکا!!!

انتخاب ها ... انتخاب ها... سر همین ها زندگی شکل میگیرد... هر لحظه باید خیلی چیزها را انتخاب کرد...

مریمی

دقیقا...جمله های قشنگ و تاثیر گذاریه:)

مارال

منم از جمله سید فیلد خیلی خوشم اومد. در واقع ما چیزی رو انتخاب می کنیم که براش ساخته شدیم.

مریم

من تا حالا فقط داستان اول و خوندم.از چهل سالگی به بعد شب جایش را به روز می دهد

راضیه

چه جالب! اتفاقا سه جمله ی اول فکر من رو هم مشغول کرده بودن!!![لبخند]

زهرا

من این سری با داستان خیلی حال کردم مخصوصا اون داستان شهریار توکلی من شهریار توکلی رو با عکساش میشناختم یعنی توی کتاب تو مشغول مردنت بودی یه عکس ازشون دیدم که واقعا قشنگ بود واسه سال 1370 از اون جا اشنا شدم و این هم اخرین اثری بود که ازشون شنیدم و مثله همیشه ازش لذت بردم :)

زهرا

من از ماه پیش خیلی داستان هاشو دوست داشتم موهبت آق بابا چند شنبه ها علوم دارید ؟ تربیت بچه ها و خیلی های دیگه من حتی از پیشگفتار سری قبل هم بیشتر خوشم اومد البته این سری این کارتش رو خیلی دوست داشتم واسه من پوفک نمکیه در اومد اون سه تا ادمه واسه تو چی ؟[پلک]