آغاز فصل سرد

روزهایی هم هست مثل همین حالا که بنشینی روبروی بخاری گرم اتاق و "آغاز فصل سرد"بخوانی و بوی فلفل دلمه ی سرخ شده پیچیده باشد توی دماغت و آستین هایت را مثل بچگی ها بلندتر کنی تا سر انگشت هایت و بگذاری روی دماغ یخ زده و قرمزت و بگویی:"می شود آن آهنگی که داری گوش می دهی را بلندتر کنی؟"و آهنگ بلندتر شود و کسی در گوشت بخواند"این زمستونم به یاد تو می مونم"

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سودابه

اههه چه جالب منم دیشبو امروز اغاز فصل سردو خوندم...چند بار حال خوبی داشت...با پس زمینه موسیقی سیکرت گاردن ..[چشمک] ........لحظه هات بهاری[ماچ]

نیلوفر

چه خوب بوده، چه عالمه سرخوشی. خوشیت مستتدام [گل]

نرجس

مرسی از سرعتتون :دی زمستون خعلی خوبه ... چای داغ و ازین اهنگا :) برف هم باشه کاش :(

مریم

چه دلنشین،این زمستون بیاد تو می مونم...اصن اشک تو چشمام جمع شد[ناراحت]شاد باشید عزیزم[گل]

زهرا

از این قشنگ تر نمیشه یه فصل سرد شروع کرد[لبخند]

razi

و یا این قسمت از روایت همشهری داستان: در زمستان بگذار سردت باشد تا آن احساس لرز از سرما قبل از اینکه با یک کیسه ی آب گرم و یک کتاب خوب توی رختخواب بپری، برایت لذت بخش باشد!