یک روز بالاخره می میریم و عزیز می شویم

ما آدم هایی هستیم که صبح تا شب توی مدرسه،دانشگاه،خیابان،محل کار و مراکز خرید بازی داده می شویم.آدم هایی که دیگران هر چقدر بخواهند قلب و روح و فکرمان را می توانند به بازی بگیرند.ما به هزار امید و آرزو دانشگاه قبول می شویم و بعدش وقت پیدا کردن کار جایمان می گذارند.ما آدم های ردی تمام مصاحبه های کاری هستیم.آدم هایی که پشتمان آدم هایی ایستاده اند که پشتشان به جایی گرم تر گرم است.ما آدم هایی هستیم که سوادمان به درد هیچ موسسه و اداره و شرکتی نمی خورد چون باباهایمان به اندازه ی کافی پول نداشتند و توی هیچ سازمانی هم کسی آن ها را نمی شناخت.ما آدم هایی هستیم که از درس،پول،عشق،کار و موفقیت دورنگه امان داشته اند و تا فهمیدند هوشمان از پولمان بیشتر است دورمان زدند.ما رفیق فابریک هیچ آدم درست و حسابی ای نبوده ایم.آدمی که هنرمند باشد و یکی از تابلوهای رنگ و روغنش را مجانی بیاورد آویزان کند به دیوار خالی بالای مبل چند نفره امان،یا صاحب یک رستوران باشد و هفته ای یک بار بروی رستورانش و به صندوقدار اشاره کند با ما حساب نکند.ما رفیق فابریک هیچ آرایشگری نبودیم تا روز تولدمان موهایمان را کوتاه کند و شرابی رنگ بزند،هیچ کدام از دوستان ما نه کتابفروشی داشته اند،نه کافه،نه ویلای شمال ،نه بی ام دبلیوی کروک.

ما آدم هایی هستیم که هر روز با بی عدالتی های جورواجور دست و پنجه نرم می کنیم.هر روز شاهد مردن آدم هایی هستیم که تا سال ها شاید حق زندگی داشته اند،هر روز شاهد نبرد نابرابر آدم ها در مقابل همدیگریم.ما هر روز از روز قبل تنهاتر می شویم،تلفنمان کمتر از روز قبل زنگ می خورد،قربانی آدم های بیشتری می شویم،هر روز بیشتر از روز پیش می میریم و بیش تر به پوچی می رسیم.ما آدم هایی هستیم که هر روز که می گذرد موارد بیشتری به انتهای لیست آرزوهایمان اضافه می شود که هیچگاه کنارش تیک زده نخواهد شد.آدم هایی که هر روز از درهای بیشتری بیرون می رویم و هرگز به آن اتاق،به آن میز،به پشت آن کامپیوتر برنمی گردیم.هرکدام از ما برای هر کدام دیگرمان این روزها یک قاتل بالفطره ایم.پشت پا می گیریم برای هم و از این که آن دیگری با سر کف آسفالت پیاده رو می خورد زمین قاه قاه می خندیم.ما آدم هایی هستیم که یک روز بالاخره می میریم و عزیز می شویم

/ 0 نظر / 123 بازدید