یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

همه ی دفتر های من

آدم خوبه برای هر چیزی یه دفتر داشته باشه.از اونجایی که من عاشق یادداشت کردنم دفتر زیاد برای خودم درست می کنم و روی هر کدومشونم یه اسمی می زارم.شوقُ ذوق دفتر درست کردن منم از همون دورانی که می رفتم مدرسه و کلاس اول بودم در من ایجاد شد.اولین دفترمم یه سررسید سبز رنگ بود که جلدشو خیلی دوست داشتم برای همین بهش افتخار دادم تا بشه دفتر کلکسیون چیزایِ خوشمزه ای که می خورم.به این صورت که کاغذِ هر چیزِ خوشمزه ای رو که می خوردم سریعا"در دفتر خوراکی ها می چسبوندم و چقدر لذت بخش بود این کار برام.هنوزم دارمش و وقتی ورقش می زنم از تغییر شکل و رنگ و اندازه ی کاغذ شیرین عسل نسبت به امروز کلی تعجب می کنم .همچنین قیمت روی خوراکی ها البته.بعدش یه دفتری داشتم که به اصرار خانم معلممون ایجاد شد و اون موقع کارت های کاغذی و مقوایی صد آفرینُ هزار آفرینُ توش می چسبوندیم و حتی با خودمون می آوردیم مدرسه و تو زنگای تفریح بر سر تعداد این کارت های چسبونده شده رقابت عجیبی شکل می گرفت.دفتر بعدی یه دفتر بزرگ و بیشتر شبیه یه پوشه بود که دوره راهنمایی هنرهای دستی خودمونُ به اصرار معلم حرفه و فن توش می چسبوندیم.این دفتر من هم پر بود از انواع کوک ها و بافت ها و بعضا"شال گردن و مقنعه ای که همشم کارِ مامانم بود و انقدر حجیم شده بود که از شکل دفتر کلا"خارج بود.حالا ایده ی چسبوندن این وسایل چجوری به ذهن معلممون رسیده بود بماند.تا اینجا فقط همون دفتر اول رو که با انتخاب خودم درست شده بود رو دوست داشتم.بعدها دفترهام بیشترُ بیشتر شد .یه دفتر برای شعرها و جمله هایی که از جایی میشنوم یا جایی می خونم،یه دفتر برای شعرها و جملاتی که ناخودآگاه به ذهنم می رسه و حاصل تراوشات ذهنی خودم هستند،یه دفتر برای نوشتن خاطرات روزانه با خط من در آوردی خودم،یه دفتر برای نوشتن نکات مهم دروسی که می خونم،دفتری برای نوشتن کارهایی که باید در طول هفته یا ماه انجام می دادم،دفتر دیگه برای سوالها یا نکات مبهمی که از کسی در ذهن من به جا مونده بود و یادداشت می کردم تا در اولین فرصت ازش بپرسم،یه دفتر برای نوشتن اطلاعات عمومی و نکات علمیِ کتاب هایی که مطالعه می کردم،دفتری برای یادداشت کردن لغات جدید زبان که از متنی می خوندم و دوست داشتم یاد بگیرمش،یکی برای نوشتن خرج و مخارج روزانه ام و...
دفترا زیاد بودن و از یه جایی به بعد همشونو دوست داشتم تقریبا".هنوز هم حتی به سنت نوشتن بر روی کاغذ پایبندم و معتقدم اینجوری همه چیز راحت تره نگهداریشون،امنیتشون،به یاد سپاریشون و اینکه هر وقت هر کدومو بخوای همراهت باشن حملشون راحت و بی دردسرتره.
و به نظرم هنوز یکی از یزرگ ترین لذت ها ی دنیا اینه که کاری رو که قراره انجامش بدی رو تو یه دفتر یادداشت کنی و بعد از انجام دادنش روش یه خط قرمز بکشی یا کنار شماره اش تیک بزنی.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
سنجاق شده به :