یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

از فرهنگسرای نیاوران تا باغ موزه هنر ایرانی

از اولین باری که نمایش"چشم هایی که مال توست"با اجرای بهاره رهنما و کارگردانی نسیم ادبی در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه رفت دلم خواسته این نمایش رو ببینم اما به دلایل مختلف فرصت این کار دست نداده.تا اینکه می شنوم نمایش برای بار چهارم دوباره به روی صحنه رفته و این بار در باغ موزه هنر ایرانی .امیدوارم ایندفعه از دستش ندم و برم ببینمش .گاهی فکر می کنم تا من نرمُ اجرا رو نبینم شاید به خاطر من اجرا به بار دهم یا بیستم هم بکشه.من راضی به زحمت عوامل این نمایش نبوده و نیستم و قول می دم ایندفعه مثل یه بچه ی خوب برمو نمایش رو ببینم.البته کاش تئاتر هم مثل سینما بعد از یه مدت می اومد تو شبکه نمایش خانگی تا امثال من اینقدر حسرت نخورن واسه ندیدن نمایش های مورد علاقه شون خب . الان حسرت ندیدن خیلی از نمایش های دیگه ای رو هم می خورم که دلم خواسته ببینمشون اما فرصت نکردم .بعضی هاشون بیشتر از 1 بار هم روی صحنه رفتن.یکیشون همین "زمستان 66"محمد یعقوبیافسوس
آخه من کِی از به روی صحنه رفتن ِ چند باره ی نمایش ها درس می گیرم؟ هان؟

پ.ن:معمولا"یا تو پستام عکس نمی زارم یا عکس هایی که خودم انداختم رو می زارم.این اولین پستی است با عکسی از جایی دیگر.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱
سنجاق شده به :