یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

یه عصر خوشرنگ

هنوز تابستون باشه اما هوا یه کوچولو به سمت خنک شدن پیش بره بعد توام عاشق پیاده روی باشی و یه عصر خوشرنگ رو انتخاب کنی و با کسی که خیلی خیلی برات مهمه بری پارک ملت و یه جای دنج پیدا کنید و اونجا رو بزنید به اسم خودتون و بشینید و حرف بزنید.چیزی از این بهتر هم هست آیا؟

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٤
سنجاق شده به :

یک بعدازظهر تابستانی در بوستان جمشیدیه

جای پای غولِ پارکلبخند

چرت بعدازظهری یک سنجاقک

من و میوه کاج

دوست جونایی که در کمین ماهی ها نشستن(تربیت لازم می باشند)

و این هم کاملا"اتفاقی:

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥
سنجاق شده به :