یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

ز سستی کژی زاید و کاستی

هیچ وقت نتونستم یه ورزشی رو به صورت حرفه ای دنبال کنم.مقطعی از یه ورزشی خوشم اومده و تا یه جاهایی هم دنبالش رفتم اما خیلی دوام نداشته و زود رها شده.یه مدتی کوهنوردی می کردم و  تا قله ی چند تا کوه معروفُ غیر معروف هم بالا رفتم و در کنارش البته صخره نوردی هم می کردم.بماند که الانم فرصتی دست بده هنوز کوه رفتن رو به باقی ورزش ها ترجیح می دم.چیزی هم که منو به صخره نوردی کنارش علاقه مند کرد پیرامید سالن ورزش و کارابین بود که به نظرم انگیزه های کافی برای ادامه ی درست حسابی یه ورزش نیستن.کلا"از ورزش هایی که توشون توپ به هر نحوی دخالت داره هم خوشم نمی آد.چه پینگ پونگ چه والیبالُ بسکتبالُ حتی فوتبال.شطرنجُ اینجور چیزا هم که به نظرم اصلا"ورزش به حساب نمی آد چون بالاخره باید عضلات یه حرکتی داشته باشن تو ورزش.شنا رو هم به دلیل ترس از غرق شدن و البته وارد شدن آب توی گوش -که جدا"معضلیه واسه خودش- طرفش نرفته و نمی رم.جودو و اینجور ورزشام که زیادی خشن ان و با روحیه ی من جور در نمی آن.کار کردن با این حلقه هام که هی می ندازن دور کمرشونو باهاش می چرخن رو هم بلد نیستم،به نظرم خیلی سخت می آد.اما من جدا"عاشق ورزشای گرونی هستم که دستم بهشون نمی رسهخنده پارالل،اسب سواری،تیر اندازی با کمان،کارتینگ،پاراگلایدر،اسکی و...که مطمئنم اگه دستم بهشون می رسید هم یه بهونه ای واسه ی انجام ندادنِ همشون جور می کردم.حالا به جز چند تا دراز نشست در روز اونم با کمک دستگاه و چند نرمش خیلی ملایم اونقدر که بهم سخت نگذره ورزش می کنم و البته گاهی هم پیاده روی و یوگا خب البته.
اصلا" من ورزشکار به دنیا نیومدم.هیچ جوره نمی تونم به ورزشی علاقه مند بشم و تا آخر دنبالش کنم.حتی تو وسطی بازی کردن هم همش می سوزمُ از بازی می رم بیرون خب.اصولُ قواعد هیچ ورزشی رو هم یاد نمی گیرم.کلا"استعداد این یک قلم رو ندارم من.

پ.ن.ورزش خاصی مد نظرتون هست که بتونه منو علاقه مند کنه اصلا"؟

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
سنجاق شده به :