یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

هایکو کتاب

شب های چهارشنبه کافه ی پری دریایی آن گوشه دنج سمت چپ

وقتی پسر بچه بودم احتمالا"گم شده ام یکی مثل همه.

هیچ کس مثل تو مال اینجا نیست،آن جا که برف ها آب نمی شوند تمام زمستان مرا گرم کن

پ.ن:علت این پست: فراگیری تب ِهایکو کتاب در وب

 

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠
سنجاق شده به :

تب هایکو

توی یکی از شبکه های اجتماعی کاربران از چینش کتاباشون عکس انداختن و به اشتراک گذاشتنشون.اسمشم گذاشتن هایکو کتابمتفکر نمی دونم چرا این اسمو گذاشتن روش واقعا"!!!
هر چی فکر می کنم آیا بین شعر ژاپنی با چیدمان کتاب ارتباطی هست آیا؟ به نتیجه ای نمی رسم.سوال کسی می دونه به منم بگه؟

به هر حال یه جورایی هم نباید دست رد به سینه ایده های خوب زد حالا اسمش هر چی می خواد باشه.

و اینجوری شد که :

خب اینم یه هایکو از کتابهای کتابخونه ی منلبخند

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٤
سنجاق شده به :