یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

لحظه را دریاب

بعضی وقتا دلمون می خواد لحظه های خوبی که در گذشته برامون اتفاق افتاده دوباره تکرار بشه و یا چیزی شبیه اون رو در زمان حال هم تجربه کنیم.حتی گاهی ساعت ها به خاطره هایِ خوب گذشته مون فکر می کنیم و افسوس می خوریم که چرا قدر اون لحظه ها رو ندونستیم و آرزو می کنیم فقط یکبار دیگه تکرار بشن تا لذت شیرینی اون لحظات رو یکبار دیگه تجربه کنیم.امروز در حین خوندن "عقاید یک دلقک"هاینریش بل به جمله تامل برانگیزی رسیدم که بد ندیدم با شما به اشتراک بزارم.هاینریش در قسمتی از کتاب نوشته لحظاتی وجود دارند که تکرار آن ها ممکن نیست:مثلا"طوری که خانم وینکن نان را می برید -یک بار که قصد تکرار این لحظه را داشتم از ماری خواستم تا نان را شبیه خانم وینکن ببرد.اما آشپزخانه ی یک آپارتمان کارگر نشین به مانند یک هتل نیست و ماری هم خانم وینکن نبود.نتیجه این شد که چاقو از دست ماری لغزید و بازوی چپ او را برید.

و در جایی دیگر می نویسد:"هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت،باید آن ها را همانگونه که یکبار اتفاق افتاده اند ،فقط تنها به خاطر آورد."

لحظه های گذشته هر چند هم که خوشایند بوده باشند تکرار ناپذیرند .باید در لحظه زندگی کرد و لحظه های زیبا را در حال حاضر خلق کرد چرا که این لحظه ها هم روزی به گذشته پیوند می خورند.قدر لحظه های خوب را به خوبی بدانید تا در آینده پشیمان از دست دادن و یا خواستار تکرارشان نباشید.

پ.ن.:پاراگراف آخر حاصل تراوشات ذهنی نویسنده ی وبلاگ می باشد.لبخند

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩
سنجاق شده به :