یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

عکس هایی از گذشته

موزه ی عکسخانه ی شهر رو دوست دارم چون بهم حسِ گذشته رو تزریق می کنه.اصلا"اگه بهم بگن اگه قرار بود یه دفعه دیگه متولد شی و اینبار اجازه داری دهه ای که توش زندگی کنی رو انتخاب کنی می گم می خوام تو سال های سلطنت ناصر الدین شاه زندگی کنم.خیلی دلم می خواد بدونم زندگی کردن تو اون دوره چجوری بوده و مثلا"تهران اون موقع چه شکلی بوده.با این که کلی هم کتاب تاریخی خوندم در این مورد اما به نظرم  برای درک اون موقع ها هیچی حضورِ واقعی تو اون دوره ی تاریخی نمی شه.به خاطر همین هم هست که عکس های خیلی خیلی قدیمی رو دوست دارم و دقیق می شم توشون تا مثلا"بفهمم اون موقع ها آدما چجوری لباس می پوشیدن،خیابونا چجوری بوده و با الان چه فرقی کرده و کلی چیزای دیگه.البته به جز موزه عکسخانه شهر که گاه گداری از این نمایشگاه ها برگزار می کنه کاخ موزه ی نیاوران هم یه تالار داره که توش عکس هایی که خودِ ناصرالدین شاه انداخته رو به نمایش گذاشته البته به صورت دائمی.حتی تو نیمه ی اول سال هم می تونید تو همین کاخ موزه لباس های سنتی اون دوره رو بپوشید،ابروهاتونو پیوسته کنید،به مخده تکیه بدید و به دوربین با ابهت زل بزنید و بشید یه خانوم قجری.

پ.ن:فقط وقتی برای عکس انداختن می روید حواستون باشه اگه عینکی هستید عینکتون رو دربیارید تا تویِ عکس نیافته.فکر نکنم اون موقع از این عینک فریم بزرگا با مارک policeبوده باشه هرگزخنده



  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧
سنجاق شده به :