یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

از اینجا می شه ستاره ها رو دید

اگنس پرسید:تا حالا از پله ها بالا رفتی؟

گفتم:نه.چرا باید برم؟

- خب از کجا می خوای بدونی که واقعا"در طبقه بیست و هفتم زندگی می کنی؟

...

-خیلی وقتا می آی این جا پشت بام؟

-اوایل تقریبا"هر روز می اومدم.الان نه چندان.در واقع اصلا"

اگنس پرسید:چرا؟از اینجا می شه ستاره ها رو دید

من چرا اینقدر سوالای این اگنسُ دوست دارم؟ و ایضا"جواب هاشو

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
سنجاق شده به :