یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

کتابهایی که تمام نمی شوند

بعضی کتابا رو هر کاری می کنی تموم نمی شن .هر روز جلوی چشمت هستن و تو هر روز چند صفحه یا نهایتا"چند فصل ازشونو می خونی و فقط می خونی که تموم بشن.نمی ذاریشون تو کتابخونه تا یادت نره که نصفه نیمه خونده شدن.از کتابایی که اینجوری خونده می شن دل خوشی ندارم من.بهم لذت نمی ده و در نهایت هم اصلا"نمی فهمم چه پیامی داشته و چی می خواسته بگه.حالا این"بهار برایم کاموا بیاور"رو من نمی تونم تموم کنم و اینجوریَم الانعصبانی

 

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸
سنجاق شده به :