یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

طعم تلخ شکست

طعم شکست از اون طعمای تلخه که هممون تجربه اش کردیم مسلما".شکست توی کار،تحصیل ،دوستی...بعضی ها از زیر بار این شکست سالم بیرون می آنُ دوباره از نو شروع می کنن و شکست رو به عنوان بخشی از قوانین همیشه جاریِ زندگی به حساب می آرن،ازش راهی پیدا می کنن به سمت پیروزی،مدلی که منجر به شکستشون شده رو پیدا می کنن و اصلاحش می کنن و اونقدر سعی می کنن تا بالاخره یه روزی موفقیت چهره ی خوبشُ بهشون نشون بده...بعضی هام اما تو شکست ایجاد شده ذره ذره فرو می رنُ همه چیز رو تموم شده می بیننُ اونقدر حالشون بد می شه که قدرت بازسازی خودشونُ از دست می دن.
بعضی وقتا اما این شکسته دست خودِ ما نیست و عواملی دیگه باعثش شدن .در یه همچین شرایطی همه می دونیم که نصیحتُ موعظه کاری رو از پیش نمی بره و اینکه بگیم "خودتو از نو بساز"،"زندگیتو متحول کن"،"دوباره شروع کن" در اغلب موارد عبارات کلیشه ای هستند که دردی از دردهای آدمی که شکست رو تجربه کرده دوا نمی کنه.
بعضی وقتا هست که نمی دونی اصلا"چجوری این اتفاقای بد داره برات می افته اونم به صورت سریالی.هر چی فکر می کنی به نتیجه نمی رسی و هر چی دلداریت می دن نتیجه ای نداره.
بعضی وقتا آدم واقعا"نمی دونه انگشت اتهامش به سمت کی نشونه بره؟
 

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٦
سنجاق شده به :