یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

احوالپرسی های روتین روزانه

از جواب های روتین در احوالپرسی های روزانه متنفرم.می پرسند خوبی؟همیشه می گیم:بله ممنون.می پرسند چه خبر؟ همیشه میگیم:سلامتی.می پرسند:چکار می کنی.همیشه می گیم هیچی همون کارای همیشگی.
علی رغم اینکه حالمون بده،خبرای بد و خوب زیادی داریم،هزار تا بلا از صبح تا حالا اومده سرمون و خیلی کارا هست که انجام دادیم،داریم انجام می دیم و بعدا"قرار انجام بدبم.
اما از هیچ کدوم از اینا حرفی نمی زنیم.
چرا واقعا"؟بعد هی غر می زنیم که ما تنهاییم و درد ما رو هیچ کس نمی فهمه.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢
سنجاق شده به :