یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

آدم بزرگ می شود و دوستانش هم بزرگ می شوند

من دوستی نداشته ام که نقاش حرفه ای باشد از آن ها که گالری های بزرگ راه می اندازند و تابلوهای فوق بزرگشان را با زنجیر نیم بند به دیوارهای گالری آویزان می کنند تا برایش گل ببرم و روز افتتاحیه ی نمایشگاهش روسری قرمز با مانتوی زرد بپوشم و مسئول پخش کردن تارت توت فرنگی و سن ایچ انگور و تا کردن بروشورها باشم.همانطور که هیچ وقت کفش های پاشنه بلند نپوشیده ام ،از پنت هاوس هیچ برجی زمین زیر پایم را نگاه نکرده ام، صبح های نیمه تعطیل پنج شنبه اتوبان های خلوت را به مقصدی نامعلوم پشت سر نگذاشته ام و جمعه ها هوس لواسان و فشم و آهار و دماوند نکرده ام.من دوست ورزشکار و مجسمه ساز و نوازنده و بازیگر تئاتر هم نداشته ام.من دوستانی که بتوانم چیز به درد بخوری از آن ها یاد بگیرم نداشته ام.کسی که من را ببرد پای بوم و رنگ ها را نشانم بدهد یا دستم را روی کلیدهای پیانو بگذارد و یا زبان فرانسه یادم بدهد.بهترین دوستان من در دانشگاه فقط بلد بودند درس بخوانند و نق بزنند و بعد از دانشگاه ظرف بشویند و نگران رابطه ی خود با شوهران و بزرگ شدن بچه هایشان باشند.آس ترین دوستان من دست کم بلد بودند سالی یک بار نمایشگاه کتاب بروند و اسم رستوران رفتن هایشان را بگذارند تفریح و توی مرکز خریدها دنبال بوت و پالتو و رژگونه بگردند.من هیچ وقت اسکی نکرده ام،سوار کشتی نشده ام،وافل شکلاتی نخورده ام،اکانت فیس.بوک نساخته ام و حیوان خانگی نداشته ام اما عاشق تئاتر و موسیقی و عکاسی وتماشای مستندهای کوتاه بوده ام.عاشق ساختمان تئاتر شهر که فکر می کردم جایش آنجا که باید باشد نیست.من کمتر دوستی داشته ام که وقتی باران می بارد چترش را همراهش نیاورد.کمتر دوستی داشته ام که با من به یک سفر کوتاه یک روزه بیاید و کمتر دوستی داشته ام که زنگ بزند قرار بگذارد تا برویم فقط عکاسی کنیم.اما این روزها دوستان عکاس و نقاش و نویسنده دارم.دوستانی که خودشان برای خودشان کسب و کار راه می اندازند،عکس های خوب می گیرند،می شود به فراوانی ازشان چیز یاد گرفت،به تو جاهای خوب معرفی می کنند،برایت ماکت خانه ی رویاهایت را می سازند و می شود روز افتتاحیه ی نمایشگاهشان سن ایچ انگور و تارت توت فرنگی پخش کنی و بروشورها را تا بزنی.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۸
سنجاق شده به :