یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

یه جمله از الان ات.همین الان

 آدم وبلاگ داشته باشه، فرت و فرت هم تو اینستاگرام عکس آپلود کنه ولی احساس کنه از دنیای مجازی کاملا اشباع نشده مسلما می ره سراغ یه چیز دیگه.یه چیزی مثل توئیتر که از مدت ها قبل حساب کاربری اش رو ایجاد کرده بودی اما توش فعالیتی نداشتی.دیشب در اقدامی متهورانه دوباره بهش رو می آری و ازش راضی هستی.من دنیای مجازی رو دوست دارم حتی بیشتر از این دنیای حقیقی .فرق خوب و اساسی اش اینه که حداقل اونجا می دونی اگه کسی خودش نیست تا آخر همینه.همینش خوبه که روبه رو شدنی در کار نیست و اون پشت ها تو می تونی بدون قضاوت بقیه خودت باشی یا خودی که دوست داری باشی.شاید واقعیت این باشه که من تو دنیای مجازی بیشتر خودمم برخلاف بقیه حتی.یه چیزایی نمی زاره آدم تو دنیای حقیقی خودش باشه.دنیای حقیقی دنیای آدمای دورو و دروغگو ئه.اصلا انگار هر چی رابطه هات حقیقی می شن بیشتر احساس می کنی تنهایی.حقیقی شدن توقع می آره.وقتی تو حقیقت قدم می زنی انتظار داری همه چی حقیقی و ملموس پیش بره و اگه پیش نره تنها و افسرده و خسته و سرخورده می شی.اما این لطف و محبت ها اگه تو دنیای مجازی نباشه آدم کمتر به آدما دل می بنده، کمتر به آدمای بی ثبات وابسته می شه و پایدارتره.عمر دوستیای حقیقی در اثر برخورد مدام استهلاک پیدا می کنه اما فالوور های مجازی شاید زمان طولانی تری لایکت بزنند، حالت رو بپرسند، از غیبت طولانی مدتت نگران بشن و تا سال ها فالوور پر و پا قرص تو باقی بمونن.این همه حرف زدم بگم توئیتر خیلی خوبه.توئیتر حال و روز لحظه ایه آدماست .چیزی که خیلی وقتا بهش احتیاج داریم تا یه جمله بدون هیچ توضیح اضافه ای از الانمون بنویسیم.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧
سنجاق شده به :