یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

خونه تکونی ذهن

بعضی وقتا چیزای اضافی زیادی ذهنمونُ پر می کنه و فضای خالی برای فکر کردن باقی نمی گذاره.چیزایی که اصلا"انباشته کردنشون تو ذهنمون ضروری نیست اما شاید به دلایل متعددی از قبیل ترس از فراموش کردن چیزهای بعضا"مهم اونا رو می ریزیم تو مخزن ذهنمونُ هر روز هم هی پر و پرترش می کنیم ،غافل از اینکه ذهن های آزاد بهتر می تونن فکر کنن و تصمیم بگیرن.ما عادت داریم شماره تلفن همه ی آدمای دور و برمونُ حفظ کنیم،نام کاربری همه ی اکانت هامون،شماره حساب همه ی بانک ها،شماره دانشجویی،کد پرسنلی،کد ملی خودمون و آدمایی که بیشتر باهاشون سر و کار داریم،رمز عبور همه ی عابر بانک هامون(که البته کم هم نیستند و هر ایرانی کمِ کم 5 تا کارت عابر بانک تو کیفش داره!)،شماره بیمه ،شماره پلاک ماشین خودمون و نزدیکانمون،شماره گواهینامه،شماره کارت پایان خدمت،رمز کارت سوخت،تعداد دقیق روزهای تعطیل تا پایان سال،اسم تموم خیابونا و میدونا،ریزِ قیمت تموم وسایل الکترونیکی،نام ژنریک تموم داروها و اسم همه ی گیاهان آپارتمانی ...
بعضی ها حتی به خودشون می بالن که تموم این اعداد و ارقام رو حفظ اند...
بیایم یه نگاهی به ذهن های آشفته،پر از اعداد و رقم و شلوغمون بندازیم و یه سر و سامونی بهشون بدیم،بعضی چیزا تنها با یادداشت کردن حل می شن.خیلی چیزا هستن که کار حفظ و نگه داری رو تو این روزا که هممون اطلاعات زیادی برای حفظ کردن داریم برامون آسون کردن،از برگه های ساده ی رنگی که دور مانیتور می شه چسبوند،استیکی نوت های ویندوز کامپیوترمون، فضاهای ابری در دنیای مجازی تا نرم افزارهای امنی مثل  evernote .
مطمئنم همه مون به یه خونه تکونی اساسی ذهنی نیاز داریم.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
سنجاق شده به :