یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

یه همچین آدمهایی هستند بعضی ها...

آدمایی هستن که وقتی پیششونی مدام ازت تعریف می کنن تا جایی که فکر می کنی دیگه زیادی خوبی و از خوب بودن خودت خجالت می کشی اما به محض اینکه اندازه ابعاد یه مربع 10 در 10 ازشون فاصله می گیری به خوب بودن لحظه ی قبلت  شک می کنی،آدمایی هستن که وقتی پول کم می آرن،کار پیدا نمی کنن،می خوان برن یه مهمونی مهم ُ بچه هاشون مزاحمن زنگ خونتو به صدا در می آرنُ وقتی همه اینا برای تو اتفاق می افته یه جورایی دیگه اصلا"نیستن انگار ازاولشم اصلا"نبودن،آدمایی هستن که گاهی به اشتباه تمام وقت و انرژیتو واسشون می زاری و هیچ وقت ازشون انرژی نمی گیری،آدمایی هستن که روز تولدتُ هیچ وقت یادشون نمی آد اما ازت توقع دارن بهترین ها رو واسه تولدشون فراهم کنی،آدمایی هستن که از اول یه جوره دیگه ان اما اصرار دارن جوری باشن که نیستن،آدمایی هستن که هیچ وقت حالی از تو نمی پرسند چون به گفته خودشون همیشه گرفتارند اما کافیه تو چند روزی گرفتار باشی...،آدمایی هستن که همیشه در وسوسه و فکر انصراف تو هستند از چیزهایی که عاشقشونی، این آدما تو بد جلوه دادن همه چیزهایِ خوبِ مورد نظر تو استادند...آدمایی هستن که تا وقتی طرف زنده است نزدیکش آفتابی نمی شنُ اصلا"نمی دونن چه خصوصیاتی داشته اما به محض اینکه می میره لباس سیاه می پوشن،عزادارِ مجلس می شن،دسته گلای بزرگ می آرن ،اشک تو چشاشون بدجوری حلقه می زنه و همش از خوبی ها و خصوصیات اخلاقی منحصر به فردش حرف می زنن...

یه همچین آدم هایی هستند بعضی ها...

 

 

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۳
سنجاق شده به :