یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

سین و شین

دوست داشتم اگه قرار بود اسمِ دیگه ای داشته باشم تویِ اسمم ترجیحا"یکی از حروف سین یا شین وجود داشته باشه و اسمشم خوش آهنگ باشه البته.خوب که فکر می کنم می بینم نوشتنشونم قشنگ می شه اینجوری.اصلا"همچین که تو سه تا دندونه می نویسی یا  بالای سه تا دندونه سه تا نقطه هم می زاری خیلی محشر می شه.یادم می آد از موقعی که مدرسه می رفتم هم همه ی دوستای صمیمی ام تو اسماشون یا سین داشت یا شین.شیرین و نوشین تو دوره ی دبستان،شیما راهنمایی،شفق و سحر تو دبیرستان و یه سحر دیگه تو دانشگاه.حالا شین حتی به نظرم از سین هم بهتر می آد.یعنی اصولا"سین و شینیا منو به خودشون جذب می کنن .اسم ها هویت آدما رو شکل می دن و من تازگی ها به اسم های بقیه خوب توجه می کنم و اگه قشنگ باشن یادداشتشون می کنم حتی.بعضی وقتام تو صدا زدن آدماست که زیبایی یک اسم مشخص می شه یعنی اگه اونو تو کتاب یا هر جای دیگه بخونی ممکنه به نظرت زیبا نیاد و ساده ازش بگذری.همین چند وقت پیش تو کلینیک پوست و مو بودم که یکدفعه دکتره  منشی اش رو "نوشا"صدا زد و من برق از سرم پرید و سرم رو آوردم بالا تا منشی اش رو ببینم اما متاسفانه به زیباییِ اسمش نبود و ناامیدم کرد اما اسمش همچنان قشنگ بود.چند روز پیش هم یه جایی بودم که یه دفعه یه اسم خیلی خیلی قشنگ از همونا که دوست دارم بشنوم به گوشم خورد و گوشم زنگ زد.این از اون اسما بود که آدم می خواد بنویسدش و ساعت ها بزاره جلوشو بهش نگاه کنه.هم سین داشت هم شین.نه طولانی بود نه کوتاه.آهنگ قشنگی داشت و من تو کتابای داستایفسکی زیاد دیده بودمش ولی نمی دونم چرا اون موقع بهش فکر نکرده بودم.تنها مشکلش ایرانی نبودنش بود که اونم حالا یه جوری باهاش کنار می اومدم.دختره بغل دستیشو "ساشا"صدا زد و من با خودم گفتم هر کی این اسمُ براش انتخاب کرده هم سلیقه بوده با من قطعا"که از جفت "سین" و "شین"استفاده کرده و چیزی کم نذاشته جدا".حال در پیِ درست کردن یه لیست از سین و شین های محبوبم هستم که همین جور کوتاه و در عین حال دلنشین باشند.شما هم می تونید کمکم کنید.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
سنجاق شده به :