یک فنجان چای در بعدازظهر

پل والری می گه انسان در اون چیزی که می بینه به دنیا می آد و می میره.اما فقط چیزی رو می بینه که فکر می کنه

قفل می شویم

یه نفر رو که بعد از سال ها می بینی احساس می کنی باید خیلی حرف داشته باشی که باهاش بزنی و خیلی سوال هست که باید ازش بپرسی اما به محض اینکه می بینیش ذهنت قفل می کنه و هیچ حرفی نمی مونه که بیاد تو ذهنت و تو همین جور فقط نگاه می کنی و کلا"می ری تو وضعیت سکوت.بعد وقتی می رسی خونه با خودت می گی من چرا اون چیزایی رو که می خواستم بگم سر آخر نگفتم هان؟این وضعیت شاید واسه n امین بار تکرار شده اما بنده همچنان خیال درس گرفتن ندارم.

  
نویسنده : زهرا کمالی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٥
سنجاق شده به :